بسم الله…

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم الرزقنا شفاعه الحسین علیه السلام یوم الورود

اما بعد…

شیطان بیشتر از آن که فکر میکنیم در کمین خوب هاست

خوب هایی که فکر میکنند تافته ی جدا بافته اند!

تافته های جدا بافته ای که هرگز به ازمایشات دیگران مبتلا نمی شوند…

یاد بگیریم سرمان را زیر برف نکنیم و خودمان را مهر نماز نبینیم

یاد بگیریم خدای بقیه نشویم روز و شب برای این و آن حکم صادر نکنیم…

درد نوشت:آقا سید مرتضی آوینی یک جایی گفته حزب اللهی توی جمهوری اسلامی خودمان از همه بیشتر مورد هجمه هستند…

خدا پدرت و خودت را بیامرزد آقا سید …

تشنگی محض…

من ماهی ام…
نهنگم…
عمانم آرزوست…
امام رضا دارم میام که عقده گشایی کنیم…

پ.ن:اگه شنیدین مشهد سیل اومده نگرخید!
احتمالا ما یکم گریه کردیم!

بسم الله الواحد القهّار…

بعد از یک ترم ارشد
نخوابیدن ها و شیطنت ها و درس نخواندن ها حتی شب امتحان و تذکرات دوستان
که قاسمی درس بخوان فوق لیسانس ها بیکارند…
حالا یک نفس راحت میکشیم وقتی پری روز مقاله ام تمام شد احساس میکردم کوهی از روی دوشم کنار رفته…
القصه از ترم اولی در آمدیم…
از ترم بعد هم قلللللللللللللللللت کردم درس میخونم…
یک اتفاقاتی افتاد توی این ترم…
که هیچ نگویم بهتر!
یک خبر گنده ی باحال:
انشالا ۷ بهمن زائر امام رضائم…
رضا به رضای دلم داده حضرت رضا علیه السلام

دعاگوی همه هستم انشالا
یاعلی مدد

شاه نامه …قسمت اول

نوشتن از جایی که بهتر است دیده شود تا خوانده شود خیلی سخت است…
کرب وبلا که می روی همه جا مثل آدمی هستی که خواب و بیدار است نه شیرینی خواب را رها میکند
نه هوشیاری بیداری را…
کرب و بلا که می روی غربت در هیئت انسانی است که میان کوچه های کرب و بلا سرک کشان غربت ح س ی ن
بن علی را نشان می دهد…
کرب و بلا که می روی گلویت را می فشارد همه جایش…
کرب و بلا که می روی خاکی است همه جایش مثل…چادر مادرش…
کرب و بلا که می روی گِل اورده اند که بگیری بسرت برای زینت دوش نبی…
کرب و بلا که می روی می بینی قامت بلند علمدار را…
و دستانت و پاهایت و زبانت و گلویت و صدایت می لرزد از هیبت برادر ح س ی ن…
می مانی زیبایی و دلاوری و شجاعت قمر العشیره را…
کرب و بلا که می روی دلت میگیرد و پاره پاره می شود از نوشته “یا کفیل الزینب”…
کرب و بلا که می روی اذان که می شود دلت پاره پاره می شود برای ح س ی ن…
و تازه دم میگیری و تازه می فهمی عشق ح س ی ن به علی اکبرش را…
کرب و بلا که می روی بین الحرمین بازگوکننده ی همه برادری ح س ی ن و عباس است….
و کرب و بلا که می روی تلی می بینی که بیشتر از هر جای دیگر زینبی است!
و مگر تل چقدر استقامت دارد که بجای کوه زینبی باشد!
کرب و بلا که می روی شش گوشه ای می بینی که خدا به آن نگاه کرد و عشق را آفرید!
و زبان به این جا که می رسد میگیرد …
کرب و بلا یعنی همین کرب و بلای ح س ی ن…!

کفین هم داستانی دارد که نقطه ی بای بلاست!

سفر نامه…

مدتی بود ننوشته بودیم…
انگشتانمان تارعنکبوت بسته بود و دوستان دور و نزدیک پرسان پرسان که چرا نمی نویسی؟
گاهی آدم دنبال یک “گاهی” در زندگی اش است!!!
این از همان گاهی هاست…
دلم در حرم بانو کریمه اهل بیت یاد تک تکتان بود…پنجشنبه و جمعه همین هفته…
همان روزی که مسئولیت قافله ای با من بود…
اما یاد قافله ای افتادم…
قافله که ح س ی ن مسئولش بود!
و درسش به عالمیان شهادت!
من خیلی چیزها را فهمیدم در همین قمی که مردم نام مبارک مادر را اول میاورند در زیارتش…
***
مطلب بالا شکسته و بسته دلانه ای برای خودِ خودم بود
و اما مطلب مهم تر دوستانی که اینجا را می خوانند :
در شهرستان سر دشت استان آذربایجان غربی به علت بمباران شیمیایی عراق در هر
خانواده اش یک کودک سرطانی هست و در بعضی چند کودک سرطانی…
به همین منظور بیمارستان امید با هدف خیر و حتی تهیه مواد غذایی برای این کودکان…
شما را به کمک فرامیخواند…
از ۱۰۰۰ تومان تا …
و چون به اسم این جور اهداف و باسوء استفاده از احساسات مردم سودجویی شده
علاقه مندان به هم کاری با دریافت فیش از نحوه کمک خود اطلاع می یابند…
اگر اطلاع رسانی کنید هم کمک شایان توجهی است!…
سیبا بانک ملی به اسم سیده زهرا موسوی
شماره کارت یا حساب:۶۰۳۷۹۹۱۳۳۷۷۰۶۳۹۸
لطفا نام خیر گرامی ومبلغ هدیه جهت اطلاع و ارسال تقدیرنامه اعلام شود.

پ.ن:برای دو سال مهمان همدانی ها شدم…

روز سوم…

نمی خواهم این روز شادی روضه بخوانم…
در شادی اهل بیت هر چند دلت روضه بخواهد دمی بخند…
نه این که نواده ی رسول هستید ارباب
نه اینکه فرزند علی بن ابی طالب امیر المومنان
نه اینکه فرزند فاطمه سیده نساء العالمین
نه اینکه برادر کریم آل طاها
نه اینکه برادر زینب سلام الله علیها
نه اینکه مولی و برادر عباس علمدار
نه اینکه پدر علی اکبر و علی اوسط و شیرخواره
نه حتی اینکه سه ساله دختری داشتید!
مرا فقط یک چیز می کشد…
آن هم همین یک خطی بود که تو حرمتان روی دیوارها دیدم:

“السلام علی الخد التریب…”

می کشی مرا الف مرتین…

قرآن و ح س ی ن یعنی ثقلین…
عیدتون مبارکا باشه دلم می خواد هرکی رفت هیئت یه جوری دست بزنه که دستش سرخ بشه تاول بزنه!
یاعلی

عشق من ایران من…

برای اولین بار حال کردم با این برنامه…

یه زوج آوردن که از اونور آب از آمریکا اومده بودن ایران…

ایرانی الاصل بودن …

آقاهه متولد اونجا بود خانومه از سه سالگی رفته بود اونجا…

۴ سال هم هست که به ایران برگشتن…

و آقاهه یک مجموعه چند تِرَکی رو نشون داد که بزبان انگلیسی برای ارباب خونده بود…

یعنی بنازم محبت ارباب که از دل مرکز فسق و فجور آمریکا!:D

باعث میشه به اسلام خودشون روی بیارن و از محبت ارباب بسرایند!

سایتی هم معرفی شد برای تهیه اون مجموعه www. for awakening.com

جواد آل طاها…

وقتی خانه خورشید در رجب روشن می شود…

سوره ی کوثر حضرت خورشید بدنیا آمده…

پ.ن:میلاد جواد الائمه مبارک

یا جواد الائمه ادرکنی…

برای عزیزی التماس دعا دارم.