یا هادی دین…

تصاویر سامرا را می بینم خدارو شکر

که حرمین دارد بازسازی می شود…

آنموقع که ما رفتیم سامرا تلی از خاک کناری بود

قبور هم در داخل مستطیل چوبی قرار داشت که

زوار زیارت کنند…

مداحی ای خلق ثناگوی تو یا حضرت هادی را دوست دارم

پلی کنم که هی بخواند…زیباست…

کوری چشم دشمنانت شیعه برایت حرمی دوباره می سازد

یا مولانا یا علی بن محمد یاهادی…

متنی که شامل “من” است…

سلام

نمی دونم باید بگم چه خبر؟ یا شاید بگم خوبین؟

نمی دونم مفرد حرف بزنم (“هو الذی خلق السموات و الارض”)

یا جمع (“نحن اقرب من حبل الورید”)؟

این پستو خیلی وقت بود که می خواستم بنویسم! فکری برای این نوشته ها نشده مثل

همه ی نوشته های دیگه ی من! به قول بچه ها یلخی می نویسم!

خدایا بارها برام پیش میاد که فکر می کنم سخت ترین امتحاناتو برای من گذاشتی؟

(نگران نباشید به این حالت میگن خود تحویل گیری بیش از حد!!!! 😀 )

اما همون لحظه اتفاقی میفته که می فهمم یکی هست که امتحان

بزرگتری برای اون در نظر گرفتی!

همون موقعس که شکر می کنم…

“الحمد لله علی کل حال”!…

گاهی وقتا پیش میاد که با وجود همه عزیزانی که دور و برت هستن

عزیزتر از همه مادر!

اما دلت نمیاد این حرفارو به جنس بشر بگی!…

هییییییییی چه حال خوبیه!

یه گوشه دنج!

ترجیحاً تسبیحی از جنس تربه الح س ی ن…

تنهایی…

و اشک و سکوت…

سفره دلتو باز میکنی واسه خدا!

از سیر تا پیاز دلتنگیاتو برا خدا میگی…

بعد که همه چیو گفتی

می ری یه صفحه قرآن باز می کنی که ببینی خدا بتو چی میگه!

(باور کنید شعار نمی دم تا حالا دفعه ای نبوده که حالم بد باشه

و قر آن خدارو باز کنم و دوای دردم نباشه….)

البته واژه “درد” شاید خیلی غلو آمیز باشه

چون خدا سخت ترین امتحاناشو واسه عزیزاش

یعنی حضرت محمد و آل محمد “صلوه الله علیهم اجمعین”

گذاشته تا ببینه چقد دوسش دارن

اگه یوقتی دیدی حال و احوالت داره سخت میشه برات

بدون خدا دوست داره

دلش تنگ شده واسه دوس داشتن تو!

همینه که داره امتحانت میکنه!

میخواد ببیته هنوز سر “قولت” هستی یا نه؟!!!

خدا درست لحظه ای که داری خم میشی از غم یه نشونه

بهت میده که شرمنده میشی از این همه دل نازکی!!!

این حرفا بیشتر برای خودم بود

اما بهانه اصلیش یکی از دوستان بود

که می دونم اینجارو میخونه!

هیچوقت تنها نیستی…

خدایمان در همین نزدیکی است…

همین حوالی که صدایت حیاتت بگوش می رسد…

یاعلی

سال تو…

نه سال مار برایمان مهم است نه عقل ورزی اش…

ما فقط مجنون اینیم که سر سفره هفت سین هر سالمان منتظر تو هستیم….

که تو بیایی و ما از میان دستان تو نور عیدی بگیریم…

ای خرمی تمام سال های نومان

ای سبزترین…

ما گندم ها را به عشق خرمی قدوم تو برای سبزه شدن آب می دهیم….

کاش امسال سال امدنت باشد…

پ.ن:سالی پر از برکت،موفقیت و سلامتی برایتان آرزومندم

التماس دعای لحظه ی تحویل سال

یاعلی

تمامِ تمامِ من…

امروز که ضریح جدیدتان رونمایی شد

انگار جلد جدید قلب من را رونمایی کرده اند…

آخر شما تمامِ تمامِ قلب من هستید… یا ح س ی ن

حضرت دل

حضرت جان

حضرت ارباب دم من!

و خدا خودش می داند چقدر ح س ی ن ش را دوست دارم و چقدر بابای ح س ی ن ش را

و مادر ح س ی ن ش را و برادر ح س ی ن ش را و خواهر ح س ی ش را و علمدار ح س ی ن ش را

و همو که ح س ی ن از اوست و او از ح س ی ن …

change

در این دنیا بیش از هر چیز این مردم و اعتقادات و ظاهرشان است که تغییر می کند!

فاتحه…

پ.ن:ما چقد خوشبختیم که کمتر پوست می اندازیم…

شب قدر…

این شب که تمام مقامش فاطمه
تمام مظلومیتش علی
و تمام نظارتش با مهدی علیه السلام است…

التماس دعا دارم از همه ی دوستان
اللهم عجل لولیک الفرج…

ضیافت خد ا به راهست هنوز…

سلام
به همه ما برگشتیم…
ضیافت تمام شد اما ضیافت خدا هنوز ادامه دارد…
مخلص کلام اینکه دو نفر از دوستان از میان همه ی دوستانمان امسال راهی مکه،کربلا و مشهدن در فاصله همین چند ماه و همش هم از شب قدره پارسالشونه به نظر من!
و الباقی دوستان کربلا و مشهد…
سعادت نداشتیم و ارباب دوستامونو دعوت کرده و ما هم از دور عرض نوکری داریم…

التماس دعا