روز سوم…

نمی خواهم این روز شادی روضه بخوانم…
در شادی اهل بیت هر چند دلت روضه بخواهد دمی بخند…
نه این که نواده ی رسول هستید ارباب
نه اینکه فرزند علی بن ابی طالب امیر المومنان
نه اینکه فرزند فاطمه سیده نساء العالمین
نه اینکه برادر کریم آل طاها
نه اینکه برادر زینب سلام الله علیها
نه اینکه مولی و برادر عباس علمدار
نه اینکه پدر علی اکبر و علی اوسط و شیرخواره
نه حتی اینکه سه ساله دختری داشتید!
مرا فقط یک چیز می کشد…
آن هم همین یک خطی بود که تو حرمتان روی دیوارها دیدم:

“السلام علی الخد التریب…”

می کشی مرا الف مرتین…

قرآن و ح س ی ن یعنی ثقلین…
عیدتون مبارکا باشه دلم می خواد هرکی رفت هیئت یه جوری دست بزنه که دستش سرخ بشه تاول بزنه!
یاعلی

و ما ادراک؟…

عجب سرّی است که “لیله القدر” را به شب خاکسپاری کنند…

و “طلوع فجر” تمام سر مستودعی که در لیله القدر است مکشوف گردد…

لیله القدر که خیر است از تمام ماه های دیگر خدا،آن ۱۳ ماه دیگر همه دور او می گردند…

فاطمه  کسی است که بفرموده امام صادق شناخت او درک عظمت شب قدر است…

فاطمه که لیلای ِ لیلایِ عالم است…

علی امیر المومنین که خود لیلایِ عالم است او را مجنون بود…

یا زهرا

یاعلی

پ.ن: در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم!!!

 

 

انصار المهدی قدم اول

مگر نه اینکه منتظِر  خود ظهور منتظَر را تسریع می بخشد و یا کند می کند …

انصار المهدی نمونه واقعی صالحان همه زمان هایند…

پس برای قدم اول انصار المهدی ر استگویند…

از همین حالا برای ظهور امام زمانمان کمتر دروغ بگوییم…

پ.ن:هر یک از دوستان که اینجا کامنت می گذارند ما را مهمان یک حدیث کنند

که درباره دروغ باشد شرطش هم این است که ان حدیث را از بر باشند…

اگه یه نگاهی کنه…

پارسال طولانی ترین شب سال مان به شمیم سیب شب های حرم ح س ی ن گره خورد

و ماه شبمان ارباب عالمین بود…

امسال ماه شب طولانی ترین شب سالمان کریم آل طاهاست…

طولانی ترین شب امسالمان را سر زلف کریم ال طاها مزین و معطر کرده…

ت . ن: سمت خدا حاج آقای فرحزاد گفتند:شب شهادت امام حسن علیه السلام امشب است

و بزرگان شیعه نیز امشب را بعنوان شب شهادت امام حسن علیه السلام قبول دارند…

هدیه به پیشگاه کریم آل طاها صد صلوات.

با کریمان کارها دشوار نیست…

ما و هر چه داریم بفدای قاسم و عبدالله ات یا حسن مجتبی…

قال الح س ی ن علیه السلام:اخی خیرٌ منی

امام حسین علیه السلام فرمودند:برادرم حسن علیه السلام از من بهتر و برتر است.

بزم محبت…

بنازم به بزم محبت که آنجا گدایی به شاهی مقابل نشیند….

غم نوشت:دارم فکر می کنم اگر زمان ارباب بودیم حتماً یاری می کردیم ارباب را…

اما تعارف که نداریم…

ارباب دل و جان ما شما را فقط برای گریه دوست داریم بحث جان دادن باشد چه بسا ….

زبانم لال همه ی هستی ام فدایت یا ح س ی ن

مهدی صاحب الزمان ح س ی ن زمانمان را در یابیم…

هر شب تن هایی…

گاهی باید آنقدر ننوشت که همه حرف ها تلمبار شود روی دلت

و آنقدر منتظر باشی که پیمانه دلت پر شود که کسی بداند

که مطمئنی کسی یک جای این دنیا حرف دلت را می داند…

کسی که مهربان است…

اگر زائر بخوانند مرا…

زائرم رضای دل را…

۷/۱۹ مهمان سلطانم!

برای همین روزهای آخر عمری شماها:تمام قدرتت ساخت یک فیلم بود!

سنگ پیاپی ننداز این ماه از حافظه مسلمانان گرفتنی نیست!

اللهم عجّل لولیک الفرج…

ماه کنعانی من…

خنده به لبان ما کم است ،آقا جان
دل بی تو همیشه در غم است،آقا جان
هر نیمه شعبان،همه شادند اما
سهم دل ما محرم است،آقا جان!
ذکر منبع الزامی است:وافی جانمان پیام دادند این را!

همیشه دلم می خواسته بیبنم شیرینی تولد یک مرد،معصوم،عادل،منجی،مهربان،بابای عالم،فاطمی و علوی و ح س ی ن ی
امامی که حیّ است چه قدر خوردن دارد!…
ای کاش شیرینی ظهور را هر چه سریعتر بخوریم آقا جان.

بمدت یک ماه نیستم یعنی شاید فرصت سر زدن و آپ کردن نداشته باشم خیلی…
ماه مبارک هم التماس دعا داریم برای هر روزش از دوستان…

برات نامه:طرح ضیافت باعث شد برات کربلا بگیرم…باز هم طرح ضیافت و منتظر ضیافت کربلای ح س ی ن ام
کاملاً خاص نوشت:…
التماس دعا دارم فروان
عید همه مبارک

ارباب عالم پدر شد…

آمنه را خبر دهید…
که لیلیِ ِ ح س ی ن برای او پیغامبر دیگری آورد…

علی بن الح س ی ن..
تنها نامی است که قند توی دلم آب می کند…
از بس که ارباب عالمین دوست می داشت نام مولای دل را…

حق می دهم به ح س ی ن بعد از علی اکبر خاک بر سر دنیا کند
آخر یک بار تدریجی عزیزانش را از دست داد با رفتن علی اکبر،
هم پیامبر،علی ِمولا،۱۸ ساله مادرش،
آقای کریمان عالم،حسن برادرش بیکباره با رفتن علی همه با هم شهید شدند…
حق می دهم که ح س ین زیر عبای خود نرود برای گرفتن جوانش…

خودت گفتی:علی ات غرق خداست…
مرا غرقه ی علی ات کن…

“مولا”…

یاعلی!
مولا!
نمیدانم میدانی که چه لذتی دارد گفتن هرباره و هزارباره این عبارت: یا مولا
“مولا” را می گویم
این که بدانی
همیشه بدانی
مولایی هست
و دلت را میتوانی قرص به دلداری او تکیه بدهی
اینکه هر وقت دلت از هرچیز چرخ کج مدار و نظام روزگار و تنگ غروب و دوری و غربت و خستگی و کار و بی کاری و درد و عشق و هجران و وصل و همه همه چیزهای عالم گرفت
خودت را به یک “یا مولا” مهمان کنی
آرام بگیری و دلت پر بکشد
آی که چه سرخوشی دارد
آی..
“علی میرمیرانی”