آغوش پر از نور…

و دو دست رحمت و مهربانی خدا باز است…

“و از جایی که بنده اش گمان نمی برد راه گشایشی برای او قرار می دهد…”چشمه ی طلاق نشانه ی ۳


پ.ن.:یاد دعاهای زیر قبّه ارباب افتادم…

سرت سلامت اربابم…

دست نوکرت گرفتی عجیب…

5 دیدگاه در “آغوش پر از نور…

  1. چه خوب!
    باد مهربونی وزیدن گرفته، انگار از چشمه رحمت برخاسته…
    التماس دعا


    دقیقاً چی چه خوب؟
    این شعر بود یا قطعه ی ادبی؟
    محتاجیم.

  2. این یک قطعه شعر ادبی بود که وقتی پست تان را خوندم جوگیر شدم نوشتم. حالا که فکر می کنم گرچه رحمت خدا زیادی واسعه است و منو و گناهامو در بر میگیره اما اگه دعا و شفاعت شماها نباشه کارم لنگه!
    التماس دعا پس


    جداً یک دعای شِفای مریض لازم دارید!
    دعا و شفاعت من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    به این خاطر گفتم که وزنش و قافیه اش مشکل دارد.

  3. دست شما درد نکنه!
    من خل دیوونه م دیگع؟!


    یادم نمی آید به شما جسارت کرده باشم!
    اگر خودتان را دیوانه می نامید ملالی نیست منظورم از این بابت بود که ما را برای شفاعت نام بردید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.