امان ز لحظه ی غفلت…

خدایا جان دست شما درد نکند که این روز ها به جای ما پله های زندگیمان را بالا می روید!

و سختی بتدریج رفع می شود با قدرت بی منتهای شما!

امّا خدایا جان ما یک کمی هم می ترسیم،یک کمی که چه عرض کنیم!

نکند این نعمتها همان ها باشد که مولا در خطبه های نهج البلاغه فرمودند نعمت در دو صورت به بندگان رو 

می کند:

اولی شکرگزاری،که نعمت افزون کند…

دوم فراوانی گناه،که خدا نعمتش را برای گناهکار بسیار در گناه اصرار دارنده ارزانی می دارد تا به اصطلاح 

خودمان “خودش را خفه کند از بس که گناه می کند…”!

خدایا جان ما مور مور می شویم که نکند از دسته ی دوم باشیم!

خدایا جان اگر هم از دومی ها هستیم همین جا و همین حالا ببخشید ما را و حافظمان باشید و هدایتمان

کنید بیش از پیش… 

خدایا جان ما بشدت شرمنده شماییم!

ببخشیدمان…


پ.ن.:هیچ چیز ارزشش به اندازه خدا نیست! باور کنیم…

خدا سر به هوایی گرفته بود ما را…ما جز پناه شما جایی نداریم! شرمنده ایم! 

2 دیدگاه در “امان ز لحظه ی غفلت…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.