زیبایی…

تنها “زیبایی روحانی” است که خواستنی می شود!

اما زیبایی ظاهری…

چه بسیار پیش می آید که دنبال اشخاص و یا حتی اشیاء زیبا می روی ولی پس از مدتی متوجه می شوی

که خیلی از زیبایی های ظاهری از درون و به قولی باطنشان پُکیده است…

در واقع اگر این زیبایی جسمت و ظاهرت را تطمیع کند، روحت و باطنت بی نصیب است و بر همگان روشن

و معلوم است که روح تطمیع ناشده چه بسا که جسم تطمیع شده را متلاشی کند در حالی که در مورد

مقابلش روح تطمیع شده و سیراب،جسم را به علوّ مقامات می رساند…

چه بسا زیبایی هایی که چون “جسد مومیایی شده” ظاهر را حفظ کرده اند و باطن را تهی رها کرده اند…

افسوس…


پ.ن.:در یک مثال کوچک فرضی به این قضیه رسیدم و خدا را شاکرم که ما به ازای عینی نداشت!

پ.ن.۲:حالا به حرف های رفیق جانمان “ش” رسیدیم که “قلب زیبا” مهم تر از ظاهر زیباست…

البته این دلیل نمی شود که هر که ظاهر زیبایی داشت او را بد بدانیم!

چه بسیار زیبایانی که در مقام قرب الهی بوده اند چون:یوسف پیامبر علیه السلام و چهارده معصوم علیهم 

السلام و حضرت ماه بنی هاشم…

اما متاسفانه در این دوره زیبایی تنها چیزی است که زود به فروش می رسد و حافظان زیبایی و شکرگزاران

نعمت حق بسیار کم اند… 

3 دیدگاه در “زیبایی…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.