هدیه…

می نویسم برای او که بهترین هدیه های عمرم را به من داد…

کتاب هایی که به عمق جانم نفوذ کردند…

جالب این که پشت یکی از کتاب ها نام خودش به طور اتفاقی آمده که من یادم نرود بهترین هدیه های عمرم را از که گرفته ام…

می دانم دوست ندارد نام نسبی اش را ببرم…

دوست همیشه ام…

سنگ تمام گذاشتی مورخ!…

2 دیدگاه در “هدیه…

  1. روحم تکون خورد این پست رو خوندم
    الان از اون موقع هاست که سکوت بهترین بیان کننده احساسه …


    پس به پاس تو سکوت…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.