متنی که شامل “من” است…

سلام

نمی دونم باید بگم چه خبر؟ یا شاید بگم خوبین؟

نمی دونم مفرد حرف بزنم (“هو الذی خلق السموات و الارض”)

یا جمع (“نحن اقرب من حبل الورید”)؟

این پستو خیلی وقت بود که می خواستم بنویسم! فکری برای این نوشته ها نشده مثل

همه ی نوشته های دیگه ی من! به قول بچه ها یلخی می نویسم!

خدایا بارها برام پیش میاد که فکر می کنم سخت ترین امتحاناتو برای من گذاشتی؟

(نگران نباشید به این حالت میگن خود تحویل گیری بیش از حد!!!! 😀 )

اما همون لحظه اتفاقی میفته که می فهمم یکی هست که امتحان

بزرگتری برای اون در نظر گرفتی!

همون موقعس که شکر می کنم…

“الحمد لله علی کل حال”!…

گاهی وقتا پیش میاد که با وجود همه عزیزانی که دور و برت هستن

عزیزتر از همه مادر!

اما دلت نمیاد این حرفارو به جنس بشر بگی!…

هییییییییی چه حال خوبیه!

یه گوشه دنج!

ترجیحاً تسبیحی از جنس تربه الح س ی ن…

تنهایی…

و اشک و سکوت…

سفره دلتو باز میکنی واسه خدا!

از سیر تا پیاز دلتنگیاتو برا خدا میگی…

بعد که همه چیو گفتی

می ری یه صفحه قرآن باز می کنی که ببینی خدا بتو چی میگه!

(باور کنید شعار نمی دم تا حالا دفعه ای نبوده که حالم بد باشه

و قر آن خدارو باز کنم و دوای دردم نباشه….)

البته واژه “درد” شاید خیلی غلو آمیز باشه

چون خدا سخت ترین امتحاناشو واسه عزیزاش

یعنی حضرت محمد و آل محمد “صلوه الله علیهم اجمعین”

گذاشته تا ببینه چقد دوسش دارن

اگه یوقتی دیدی حال و احوالت داره سخت میشه برات

بدون خدا دوست داره

دلش تنگ شده واسه دوس داشتن تو!

همینه که داره امتحانت میکنه!

میخواد ببیته هنوز سر “قولت” هستی یا نه؟!!!

خدا درست لحظه ای که داری خم میشی از غم یه نشونه

بهت میده که شرمنده میشی از این همه دل نازکی!!!

این حرفا بیشتر برای خودم بود

اما بهانه اصلیش یکی از دوستان بود

که می دونم اینجارو میخونه!

هیچوقت تنها نیستی…

خدایمان در همین نزدیکی است…

همین حوالی که صدایت حیاتت بگوش می رسد…

یاعلی

10 دیدگاه در “متنی که شامل “من” است…

  1. سلام خاهرم
    عید شما هم مبارک باشه
    انشاالله به برکت وجود مقدس فاطمه زهرا(س) همیشه دلتون و قلبتون مملو از نور و شادی

    بنده هم روز زن رو تبریک میگم خدمت خودتون و مادرتون و کلا همه ی کنیزهای حضرت مادر

    یاعلی

  2. سلام
    این نوشتتون با فضای آخرین شعرم خیلی تناسب داشت
    در این دنیا دگر محرم ندارم
    که تا غم هست چیزی کم ندارم
    من و تنهایی و بغضی گلوگیر
    رفیقی غیر غم دارم؟!…
    ندارم…

    البت منظور از غم فقط و فقط غم دوری از محبوبه نه ازین غمها که مردم دارن

    دقیقا این کارو که گفتید روز عقد (فک کنم دو سال پیش بود!) انجام دادم
    خیلی حالم بد بود
    خیلی…
    قرآنو باز کردم
    الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا ………..

    انگار همه دنیا رو بهم دادن

    شاید باورتون نشه ولی تنها چیزی که اون روز باعث شادی درونیم شد همین آیه بود که هدیه با ارزش خدا بود به منه بی ارزش.
    گاهی وقتا تو اوج مشکلات و فشارهای زندگی فکر کردن به همین آیه نجاتم میده
    حس میکنم خدا دستشو گذاشته رو سرم
    میگه مشتی نگران نباش
    هرجا بری من هستم
    تا منو داری غم به دلت راه نده پهلوون….

    باور کنید همه مشکلاتم همین جوری حل میشه

    فدای مهربونیاش
    خدای مشتی و مهربون

    یاعلی

    • سلام
      بله تو کتاب نادر ابراهیمی نوشته نباید گریه ها رو خرج غم های مادی کرد (مادی بمعنی دنیوی یعنی برای بدست آوردن دنیا یا از دست دادن دنیا)
      بلکه غم های بزرگتر که معنوی اند باید اشک رو که خیلی با ارزشه خرج اون ها کرد.

      همیشه شرمنده مهربونی خدا بودم و هستم و خواهم بود.
      یاعلی

  3. منم امتحان کردم.وقتی قران رو باز میکنی و میبینی خدا داره باهات حرف میزنه ته دلت قنج میره 🙂

    • مخاطب این حرف ها میتونه هر کسی باشه ولی یکی دیگه از دوستام بهانه نوشتنشه!
      اگه از خوندنش خوشحالی،منم خوشحالم که خوشحالت کردم 🙂

  4. سلام

    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
    علی الخصوص
    آخر تابع له علی ذلک…

    نکنید ترو خدا!دلتون میاد؟! فرض کنید دخترای خودتونن!!!

    انشااله در مورد فرینچ توضیحات کامل خدمتتون ارائه میدم بزودی
    یاعلی

    • سلام
      اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
      علی الخصوص
      آخر تابع له علی ذلک…
      یک چیزی بگویم:جوابیه های شما را من می خوانم داخل وبلاگ خودتان!
      برای صرفه جویی در وقت و هزینه گفتم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.